الشيخ الكليني ( مترجم ومحقق : محمدباقر بهبودى )

353

الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى )

مىسازى ؟ پروردگارش گفت : مگر باور ندارى ؟ ابراهيم گفت : چرا باور دارم ، اما مىخواهم با چشم خود ببينم و آرامش دل يابم » . شرح - محبت‌ورزيدن ، دليل دوستى و صداقت نيست ، زيرا برخى اشخاص با خوى محبت پرورش يافته‌اند و هماره با معاشران خود اظهار محبت مىكنند و نيز برخى اشخاص به خاطر منافع مشترك با معاشران خود محبت مىورزند و مثلا هديه تقديم مىكنند و مكرر به احوال پرسى او مىروند ، برخى در صددند كه با جلب توجه و دوستى ديگران كلاهبردارى كنند . اگر انسان با محبت و مرحمت كسى روبرو شود ، نمىتواند به دوستى و صداقت قلبى او مطلع و آگاه شود ، مگر موقعى كه طرف مقابل دوستى قلبى خود را اعلام كند و به او اطمينان خاطر ببخشد كه من هميشه يار و غمخوار تو خواهم بود . يعنى بايد ادعا و عمل با هم قرين باشد تا مايهء اطمينان شود ، چنان كه در داستان ابراهيم خليل ادعاى ربوبى دائر به احياء مرده موقعى كه با عمل همراه شد مايهء اطمينان خاطر ابراهيم خليل گشت . حتى اگر خداوند عزت ، احياء چند مرده را به ابراهيم خليل ارائه مىداد ، ولى به او اطلاع نمىداد كه من همهء مرده‌ها را به اين صورت زنده مىكنم و براى كيفر اعمال در صحراى محشر گرد مىآورم ، ابراهيم خليل نمىتوانست به معناى رستاخيز عمومى پى ببرد ، زيرا زنده شدن چند مردهء مخصوص ، ممكن است دلائل ديگرى داشته باشد و يا اصلا هدف مخصوصى را از نظر كيفر و پاداش تعقيب نكند . ( 543 ) 2 - ابو عبد اللَّه صادق ( ع ) گفت : هر گاه دوستى و محبت كسى